تاثیر استرس بر مغز (قسمت سوم)

هر یک از ما استرس را به شکل‌های مختلف تجربه کرده‌ایم. استرس معمولا با علائمی همچون دل‌پیچه، عرق کردن، لرزش دست و پا، سردرد، لرزش صدا و علائمی نظیر اینها همراه است. اگر بروز این علائم شدید باشد می‌تواند توانایی افراد در کنترل و مدیریت موقعیت را کاهش دهد. استرس با هرگونه از علائم و با هر شدت و ضعفی که بروز پیدا کند، موجب تاثیر بر عملکرد و ساختار مغز می‌شود و گاه باعث می‌شود کارکردهای مغز به خوبی اجرا نشوند.

هدف از وجود استرس ، آماده سازی ما برای واکنش به خطر است. هر چیزی که مغز، آن را  به عنوان تهدید تلقی کند ،  باعث می‌شود شبکه‌های مغزی متعددی همگام شده و با هم ارتباط برقرار کنند ، همه اینها فقط در کسری از ثانیه اتفاق می‌افتند. با فعالیت این سیستم‌ها ، ما برای نجات از تهدید ، تصمیم فوری می‌گیریم. با باشگاه مغز و حافظه همراه باشید.

تاثیر استرس بر مغزآیا در خواب بی قرار هستید، کج خلق و دمدمی مزاج هستید، چیزهای کوچک را فراموش می‌کنید و احساس دلگیری و تنهایی می‌کنید؟ نگران نباشید، همه ما دچار چنین موقعیتی شده‌ایم.  شما احتمالا فقط دچار استرس هستید. استرس همیشه پدیده و رخداد بدنی بدی نیست. می‌تواند برای انفجارانرژی اضافی یا تمرکز ما مفید باشد. به عنوان مثال هنگامی که  به عنوان یک ورزشکار قصد دارید برای اولین بار رقابتی انجام ‌دهید، یا زمانی که می‌خواهید در جمع صحبت کنید، شاید دچار استرس شوید.

اما وقتی که این فعالیت‌ها دائمی باشند و به‌طور پیاپی انجام شوند، در واقع مغز شروع به تغییر می‌کند. استرس مزمن، مثل پرکاری یا بحث و دعوا در خانه، می‌تواند بر اندازه مغز، ساختار آن و نحوه عملکردش و تا حتی ژن‌های ما تاثیر بگذارد.

استرس از مسیری به نام محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) شروع می‌شو. زنجیره‌ای از واکنش‌ها ما بین غدد درون ریز مغز و فوق کلیوی که واکنش بدن به استرس را کنترل می‌کنند، رخ می‌دهد.  وقتی مغز ما یک وضعیت استرس‌آور را تشخیص می‌دهد، محور HPA ما فورا فعال می‌شود و هورمونی به نام کورتیزول آزاد می‌کند، که بدن ما را برای عمل فوری آماده می‌کند. اما سطح بالای کورتیزول در مدت زمان طولانی به مغز ما آسیب جدی می‌زند. به عنوان نمونه، استرس مزمن میزان فعالیت و تعداد ارتباطات عصبی در آمیگدال (مرکز ترس مغز) را بالا می‌برد.

هر چه سطح کورتیزول بالاتر می‌رود، سیگنال‌های الکتریکی در هیپوکامپ( قسمتی از مغز که با یادگیری، حافظه، و کنترل استرس مرتبط است) تحلیل می‌رود. هیپوکامپ همچنین جلوی عملکرد محور HPA را می‌گیرد، بنابراین با ضعیف شدن آن، توانایی کنترل استرس هم تضعیف می‌شود. البته، این همه ماجرا نیست.

کورتیزول می‌تواند به معنای واقعی کلمه، سبب کوچک شدن اندازه مغز ما شود.  مقدار زیاد آن منجر به از دست دادن ارتباط سیناپسی بین نورون‌ها و کوچک شدن قشر جلویی مغز یا همان لوب فرونتال می‌شود. فرونتال قسمتی از مغز است که رفتارهایی مانند تمرکز، تصمیم گیری، قضاوت و روابط اجتماعی را تنظیم می‌کند.

استرس و مغز همچنین افزایش کورتیزول موجب می‌شود که تعداد کمتری از سلول‌های جدید در هیپوکامپ ایجاد شود. این یعنی اینکه استرس مزمن ممکن است یادگیری و به خاطر آوردن چیزها را سخت‌تر کند و همچنین زمینه را برای مشکلات جدی‌تری مانند افسردگی و نهایتا آلزایمر فراهم کند.

آثار استرس ممکن است به بتدریح به سطح DNA مغز هم برسد. یک آزمایش نشان داده است که میزان مراقبتی که موش مادر به بچه تازه متولد خود می‌دهد بر اینکه موشِ نوزاد در آینده در زندگی چگونه به استرس پاسخ می‌دهد، نقش دارد.  مشخص شد کودکانی که مادران آنها به استرس کمتر حساس هستند به دلیل آنکه مغز آن‌ها دریافت‌کننده‌های کورتیزول بیشتری تولید کرده است، که به کورتیزول می چسبندند، پاسخ استرس را کاهش می‌دهند. اما کودکانی که مادران آنها مراقبت بیشتری از آنها کردند، در طول زندگی نسبت به استرس حساس تر بودند.

این‌ها تغییرات اپی‌ژنتیک به حساب می‌آیند، به این معنی که بدون تغییر مستقیم کد ژنتیکی بر نوع ژن‌هایی که بروز می‌کنند اثر می‌گذارند و اگر جای مادران عوض شود این تغییرات قابل بازگشت هستند. اما یک نتیجه تعجب آور این بود که تغییرات اپی‌ژنتیک ایجاد شده توسط یک موش مادر به نسل‌های بعد از او منتقل شده است. به عبارت دیگر، نتایج این کنش‌ها وراثتی است.

روش‌های بسیاری وجود دارند تا کاری که کورتیزول با مغزمان کرده است را برعکس کند. قوی‌ترین اسلحه ورزش و مراقبه است که شامل نفس کشیدن عمیق است و هوشیار و متمرکز بودن بر آنچه در اطرافتان می‌گذرد. هر دوی این فعالیت‌ها استرس را کاهش و اندازه هیپوکامپ را افزایش می‌دهند و در نتیجه حافظه‌مان را بهبود می‌بخشند. بنابراین نباید در مقابل فشار زندگی روزمره احساس شکست کنیم. بهتر است استرس‌مان را کنترل کنیم، قبل از اینکه استرس و عوارض ناشی از آن ما را کنترل کند.

تحقیقات چه می‌گویند؟     

پژوهشگران “انجمن علوم اعصاب” آمریکا اخیرا اعلام کرده‌اند استرس بیش از آن چیزی که افراد تصور می‌کنند بر عملکرد مغز آنها تاثیر می‌گذارد.

پژوهشگران اخیرا پس از بررسیهایی که بر روی حیوانات و انسان‌ها انجام دادند، اظهار کردند که استرس می‌تواند بر نحوه عملکرد مغز تأثیر منفی بگذارد. این پژوهشگران همچنین اعلام کردند استرس نه تنها بر حافظه و بسیاری از کارکردهای دیگر مغز ، مانند خلق و خو و هیجانات تأثیر می گذارد ، بلکه باعث التهاب مغز نیز می‌شود که این مورد بر سلامت قلب نیز تأثیر منفی می‌گذارد.

این مطالعه جدید که در مجله” JNeurosci “منتشر شده است ، نشان می‌دهد که استرس با تغییر ساختار و عملکرد نورون‌ها و آستروسیت‌ها ، عملکرد مغز را نیز تغییر می‌دهد.

 

 

یک زن که استرس دارد

تاثیر استرس بر مغز

آستروسیت (astrocyte) یا آستروگلیا یا اختریاخته، یاخته‌ای گلیایی و ستاره‌شکل است که تغذیه و حفاظت یاخته‌های عصبی را بر عهده دارد. آستروسیت‌ها سلول‌های گلیای ستاره‌شکل در مغز و طناب نخاعی می‌باشند. آستروسیت‌ها بیشترین نوع سلول‌های گلیا هستند. آستروسیت یعنی سلول ستاره‌ای و این نام به درستی شکل این سلول را توصیف می‌کند. آستروسیت‌ها از اندازه بزرگی برخوردارند و نورون‌ها را تغذیه و از آن‌ها حمایت می‌کنند و به همراه میکروگلیاها مواد زاید درون مغز را از بین می‌برند و در نهایت به صورت مواد شیمیایی از مایع احاطه‌کننده نورون‌ها حفاظت می‌کنند.

گاهی اوقات نورون‌ها به دلایل ناشناخته‌ای از بین می‌روند یا در اثر ضربه مغزی عفونت یا سکته مغزی می‌میرند. در این هنگام آستروسیت‌ها به همراه میکروگلیا وظیفه پاکسازی و از بین بردن مواد زائد باقی‌مانده را به عهده می‌گیرند.

آستروسیت‌ها ماموران مدیریتی مغز هستند که وظیفه دارند پس از انتشار در سیناپس، انتقال دهنده‌های عصبی را کنترل کنند.

در این مطالعه دانشمندان با برسی مغز موشها دریافتند استرس حاد باعث انقباض فرآیندهای جانبی در آستروسیت‌های مخچه موش می‌شود. استرس با متوقف کردن تولید زیر واحد اساسی گیرنده‌های گلوتامات به نام  GluA1، این تغییر را القا می‌کند.

در طی یک رویداد استرس‌زا ، هورمون استرس “نوراپی نفرین” (norepinephrine ) یک مسیر مولکولی را  که به طور معمول در سنتز پروتئین  GluA1 به اوج خود می‌رسد، سرکوب می‌کند. بدون گیرنده‌های عملکردی  GluA1 یا گلوتامات ، نورون‌ها و آستروسیت‌ها، توانایی برقراری ارتباط با یکدیگر را از دست می‌دهند.

بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که استرس عوارض ناخوشایندی برای مغز ما دارند که اگر کنترل نشوند موجب می‌شوند بسیاری از عملکردهای ما دچار آسیب و ناهماهنگی شوند و این یعنی کیفیت زندگی ما تحت‌الشعاع استرس قرار می‌گیرد. یادمان باشد که استرس‌های مختلفی که در زندگی داریم را مدیریت کنیم.

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • متشکرم از این مقاله خوب و مفید مطالب خوبی اموختم از مدیریت سایت کمال تشکر را دارم

    • خواهش میکنم سرکار خانم عزیزی باعث افتخار هست که این مقاله براتون مفید بوده

دیدگاهتان را بنویسید