عملکردهای شناختی مغز: راهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی

راهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی - رویا غندالیراهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی: انعطاف‌ پذیری شناختی، توانایی فرد برای تغییر دیدگاه، تغییر شیوه تفکر یا سازگاری ذهنی با محیط است. توانایی “حرکت با جریان” و انعطاف پذیری در نحوه تفکر، یک مهارت لازم برای مقابله با تغییرات اجتناب ناپذیر زندگی است. این صفتی است که به ما کمک می‌کند تا هنگام بروز شرایط، چالش‌ها و موقعیت‌های جدید  ارتباط راحت‌تري با آنها برقرار کنیم.

هنگامی که شغل جدیدی را شروع می‌کنیم، کلاس درس خود را عوض یا ازدواج می کنیم، انعطاف‌پذیری شناختی به ما کمک می‌کند تا با دیگران رشد و پیشرفت بیشتری داشته باشيم. پذيرش چنين تغييراتي نياز به تقويت انعطاف‌پذيري شناختي دارد که در اين مقاله باشگاه مغز و حافظه به آن خواهيم پرداخت.

اساس بیولوژیکی انعطاف پذیری

ناحیه‌ای از مغز به نام Anterior Cingulate Gyrusيا (ACG)  در افرادی که در انعطاف‌پذیری شناختی مشکل دارند، بیش از حد فعال است. ACG که در قسمت جلوی مغز قرار دارد، در تغییر توجه از موضوع یا الگویی به موضوع يا الگوي دیگر نقش دارد.

هنگامی که ACG به خوبی کار کرد، به ما امکان می‌دهد تا روی چیزی تمرکز کنیم و سپس تغییر جهت دهيم تا روی چیز دیگری تمرکز کنیم. با این حال، هنگامی که فرد بیش فعال است، تمایل به افتادن در دام یک حلقه الگوی خاص فکری وجود دارد.

راه‌کارهاي افزايش انعطاف‌پذيري شناختي 

فکر‌کردن مثل راه‌رفتن است. هر‌جا که بروید ردپایی به جا می‌گذارید و هر‌چقدر جلوتر بروید، مسیر را بهتر می‌شناسید. مسیرهای عصبی نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند. مغز ما آنچه را که در مسیرهای عصبی خود تقویت کرده‌ایم، به خاطر می‌آورد.

بنابراین اگر همیشه از اطلاعات یکسان استفاده کنیم یا همان داستان‌های مشابه و تکراري را تعریف کنیم، مسیرهای عصبی خود را با آنها علامت‌گذاری می‌کنیم و این، یعنی همیشه داستان‌های تکراری را برای فردی تکراری تعریف می‌کنیم و با انعطاف ‌پذیری شناختی کمتری به موقعیت‌ها و تکالیف واکنش می‌دهیم.

براي به دست آوردن انعطاف‌پذيري بالا راه‌هايي براي تقويت آن وجود دارد. با استفاده از اين راه‌کارها مي‌توانيم در شرايط و چالش‌هاي مختلف توجه خود را از يک موضوع به موضوع ديگر تغيير دهيم.

برخی از استراتژی‌های ساده وجود دارد که می‌توانیم در زندگی‌مان بگنجانیم تا به ما کمک کند انعطاف‌پذیری شناختي بیشتری داشته باشیم و راحت‌تر بتوانیم تغییر کنیم.  بهبود تغذیه، ورزش و کار بر روی متوقف کردن و اصلاح مجدد افکار می‌تواند به بهبود انعطاف‌پذیری شناختی کمک کند.

تغذيه

ACG دارای ارتباطات “سروتونرژیک” زیادی است و افرادی که تمایل به تحجر در تفکر یا رفتار خود دارند و معمولا افکار گذشته خود را به‌طور مداوم مرور مي‌کنند، ممکن است دچار کمبود سروتونین باشند. برای بسیاری، رژیم غذایی با نسبت بالاتر کربوهیدرات‌های پیچیده به پروتئین می‌تواند کمک‌کننده باشد.

ورزش

همچنین ورزش سطح انرژی ما را افزایش می‌دهد، نگرانی‌های ما را کاهش می‌دهد و می‌تواند ما را از الگوهای تفکر تکراری دور کند.

متوقف کردن فکر

راهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی: بخش مهمی از به دست آوردن کنترل افکار تکراری ما آگاهی از آنها هنگام بروز آنهاست و سپس بهتر است اجراي تکنیک ساده متوقف کردن فکر را تمرین کنیم.

به خود بگوییم: STOP! هرچه این عمل را بیشتر انجام دهیم، احساس کنترل بیشتری بر افکار خود خواهیم داشت. 
نوشتن افکار خود

نوشتن افکار خود به ما کمک می‌کند تا آنها را از سرمان بیرون کنیم و به ما امکان می‌دهد منطقی‌تر آنها را مشاهده کنیم. بياييد نوشتن را امتحان کنیم.

درباره فکری که در ذهن ما گیر کرده است،کاری که می‌توانیم برای جبران آن انجام دهیم، چیزهایی که ما هیچ کنترلی بر روی آنها نداریم مي‌توانيم شروع به نوشتن کنيم تا ذهن خود را از افکار مزاحم نجات دهيم و اينگونه ذهن‌مان را از اين افکار تخليه کنيم.

ذهن‌آگاهی

راهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی: ذهن‌آگاهی، بهوشیاری و حضور ذهن که همگی معادل Mindfulness هستند، اگرچه یکی از جریان‌های اصلی در روانشناسی امروزی است، اما ریشه تاریخی طولانی در جوامع بشری دارد. استفاده از مراقبه برای آرامش ذهن و تیز کردن توجه و تمرکز، قرن‌ها بلکه هزاران سال است که در فرهنگ‌های شرقی مانند چین، ژاپن و هند کاربرد داشته است.

شاید بتوان مهم‌ترین رکن ذهن‌آگاهی را زیستن در حال و در اینجا و اکنون ذکر کرد. در واقع این نه‌تنها یک تئوری روان‌شناسانه، بلکه یک سبک و شیوه زندگی است. شیوه‌ای که با بیشترین توجه و تمرکز بر جز جز رفتار خود و کم‌ترین قضاوت در مورد آن همراه است. به عبارتی ديگر، هر لحظه از زندگی باید آگاهانه زندگی شود و تا جایی که می‌توانیم اسیر نشخوارهای ذهنی نشویم.

همانطور که قبلا گفته شد یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که برای انسان ایجاد می‌شود و اساس بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب را تشکیل می‌دهد، آویختن به گذشته یا فرار به سوی آینده است که همان افکار مزاحم ما را تشکيل مي‌دهند.

هر کدام از ما لحظاتی داریم که در آن، به گذشته می‌رویم؛ اگر این گذشته خوب بود برای آن دلتنگ می‌شویم و اگر بد بود آن را در عمل دوباره تکرار می‌کنیم و از این طریق زندگی‌ حالمان را هم خراب می‌کنیم. به همین شکل، رفتن به سوی آینده هم اغلب از سر نگرانی است و فرار از حال، که چیزی جز اضطراب تولید نمی‌کند.

ذهن‌آگاهی به ما می‌آموزد که آگاهانه افکار و احساسات‌مان را با کم ترین قضاوت زیر نظر بگیریم، خودمان را به دست افکار خودآیند و مزاحم نسپاریم و آگاهانه زندگی روزمره را طی کنیم تا کم‌ترین میزان گریز از واقعیت را تجربه کنیم. این زندگی آگاهانه می‌تواند ما را از بسیاری از افکار و هیجانات ناخوشایند محافظت کند و آرامشی را در ما پدید آورد که در زندگی امروزه بسیار نایاب است.

برقراري ارتباطات و تعاملات اجتماعي

راهکارهای افزايش انعطاف‌پذيری شناختی: تعاملات اجتماعی مثبت می‌توانند به توسعه مسیرهای جدید در مغز ما کمک کنند. وقتی‌که در یک موقعیت ناآشنا ولی درعین‌حال مثبت و خوشايند هستیم، مسیرهای مغزی جدیدي براي اين تعاملات اجتماعی جديد  شکل مي‌گيرد. شکل‌گيري مسيرهاي عصبي جديد منجر به افزايش انعطاف‌پذيري شناختي در ما مي‌شود.

مغز ما به‌طور مداوم در حال یادگیری و استفاده از مهارت‌های عملکرد اجرایی است، چراکه ما با افراد دیگر در معرض تعامل هستیم. ما مي‌توانيم براي انعطاف بيشتر واکنش‌های خود را نسبت به شرایط تنظیم کنیم و یا واکنش‌های احتمالی فرد متعامل با خود را در نظر بگیریم و به‌این‌ترتیب واکنش نشان دهیم. در چنين وضعيتي  انعطاف‌پذيري شناختي ما نسبت به محيط پيرامون و افرادي که با آنها در ارتباط هستيم، افزايش مي‌يابد.

با توجه به آنچه در اين مقاله آمده است مي‌توانيم بگوييم انعطاف‌پذيري شناختي يکي از مهارت‌هاي مهم زندگي است که در شرايط ضروري مي‌تواند مورد استفاده قرار بگيرد.

ادامه دارد. …

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید