مديتيشن و مغز ما

مديتيشن و مغز ما

واژه مراقبه (مدی تیشن) از ریشه لاتین و به معنای «التیام» است. مدیتیشن یا مراقبه به معنای تمرین برای رسیدن به حالتی است که در آن فرد با نادیده گرفتن محرک های پیرامون، خودآگاهانه و به صورت ارادی، ذهن خویش را وا می‌دارد که سکوت کند و نتیجه این سکوت رسیدن به آرامش است.

مدیتیشن و مغز ما | رویا غندالی

تمرين مديتيشن براي آرام‌سازي ذهن و تقويت عملکردهاي مغزي تمريني بسيار مناسبي است که توضيحات بيشتر درباره آن را در باشگاه مغز و حافظه مطالعه کنيد.

مديتيشن چيست؟

مدیتیشن به معنای متمرکز کردن ذهن دربدن است که در آن شخص به آرامی توجه را به درون خود می‌برد تا به آرامش جسمی و ذهنی دست پیدا کند. مدیتیشن تمرکز ، آرامش و همچنین کاهش درد و افزایش بهبودی سلامت انسان را به همراه دارد.

مدیتیشن تبدیل شدن به فردی متفاوت، فرد جدید، و یا حتی یک فرد بهتر نیست. این تمرين در مورد آموزش آگاهی و درک حس سالم است. شما در تمرين مديتيشن سعی نمی کنید افکار و احساسات خود را خاموش کنید بلکه یاد می‌گیرید بدون قضاوت به آنها نگاه کنید و در نهایت ممکن است تلاش کنيد که آنها را بهتر درک کنید.

در مديتيشن ذهن بايد متمرکز باشد. اين تمرکز می‌تواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شئ، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس، فرائض دینی و امثال اينها صورت گیرد. هدف از این کار آگاهی از لحظه حال، رسیدن به آرامش، و کاهش استرس است. مدیتیشن موجب ارتقای شخصیت و رشد معنوی فرد می‌شود.

هدف از مدیتیشن

مدیتیشن می‌تواند به آرامش افراد در استرس، به حفظ سلامتی و به بهبودی بیماران کمک کند. کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می‌دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند.

مدیتیشن آرامش عمیقی ایجاد می‌کند که در آن شما احساس توازن و تعادل فکری خواهید کرد. دستاورد این تعادل فکری افزایش بصیرت، ارتقاء افکار و خونسردی در برخورد با مشکلات است. آرامش و خودشناسی بیشتر و پذیرش بهتر دیگران، روابط اجتماعی را نیز دگرگون می‌کند. مدیتیشن با ایجاد شرایط رهایی از استرس می‌تواند به کاهش علائم بسیاری از بیماری‌ها کمک کند.

به عبارت دقيق‌تر، هدف از مدیتیشن آن است که بخشی از وجودمان را که محو و ناشناخته مانده است، بازیابیم. مدیتیشن دید و بینش موثرتر و وسیع‌تری را به وجود می‌آورد. درک و بینش متفاوت از حقیقت در اختیار انسان می‌گذارد و دیگر آنکه مدیتیشن روشي با کارايي بهتر برای حل مسائل زندگی است.

درون‌ پویی یا مدیتیشن که با نام مراقبه نیز شناخته می‌شود، به‌ طور کلی فنون و روش تسلط بر ذهن است. به گفته معتقدان این روش، هدف مدیتیشن تربیت و کنترل ذهن توسط تکنیک‌های درون‌گرانه برای رسیدن به شادی، آگاهی و آرامشی عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است.

مدیتیشن یک تکنیک و تمرین ذهنی و بدنی است که در آن شخص به آرامی توجه خود را به درون می‌برد تا به آرامش جسمی و ذهنی دست پیدا کند. اکثر انواع مدیتیشن از تمرینات مذهبی شرقی به خصوص از هند، چین و ژاپن به غرب رفته است. تنها در سه دهه اخیر است که این تکنیک‌ها به‌طور جدی برای دستیابی به سلامتی، به‌ويژه برای درمان استرس و کاهش دردهای مزمن به کار می‌رود.

مديتيشن  و تاثير آن بر مغز

مراقبه یا مدیتیشن روشی ساده است که با کمترین هزینه در دسترس عموم قرار دارد. این عمل با استراحت دادن به مغز و کاهش فرکانس تابشی آن سعی می‌کند تا باعث کاهش استرس، افزایش آرامش، عمیق‌سازی افکار و افزایش شادمانی شود. این عمل به معنای خرق عادت یا تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، جدید یا متفاوت نیست. در این روش درمانی، شما به دنبال خاموش کردن کلی سیگنال‌های ذهنی خود نیستید، بلکه تنها می‌خواهید افکارتان را کنترل کنید. انجام مراقبه مانند نرمش دادن به عضله‌ای است که قبلا با آن فعالیت نکرده‌اید. هر يک از ما تا حدی درگیر زندگی و روزمرگی‌ها شده‌ایم که بسیاری از اوقات فراموش می‌کنیم مغز نیز نیازمند ورزش و استراحت است. در نهایت اگر به این کار تن بدهید، ممکن است شروع به درک بهتر افکار خود و در نتیجه کنترل آنها کنید.

50 سال تحقیقات و مطالعات علمی با شواهد فراوانی ثابت کرده که مدیتیشن می‌تواند با فوایدی که دارد زندگی ما را تغییر بدهد. در این مطلب به شما می‌گوییم عادت به مدیتیشن و انجام منظم آن چگونه می‌تواند عملکرد مغز را بهبود بخشد و زندگي را به نحو مطلوبي تغيير دهد.

یک مطالعه از UCLA نشان داد که کسانی که برای مدت طولانی تمرینات مدیتیشن را انجام می‌دهند مغز خود را در مقایسه با کسانی که مدیتیشن نمی‌کنند بیشتر حفظ می‌کنند. در شرکت‌کنندگانی که به طور متوسط 20 سال مدیتیشن انجام می‌دادند، حجم ماده خاکستری بیشتری در مغز وجود داشت – اگرچه مدیتورها مسن هنوز در مقایسه با مدیتورهای جوان کاهش حجم داشتند، اما نه به اندازه افرادی که مدیتیشن نمی‌کنند.

فلوریان کورت ، نویسنده اين تحقیق  گفت: “ما انتظار داشتیم که اثرات نسبتاً جزئی و متمایزی در برخی از مناطق مغز واقع شده باشد در افرادی که قبلاً با مدیتیشن همراه بودند. “در عوض ، آنچه در واقع مشاهده کردیم  تأثیر گسترده مدیتیشن است که مناطق مختلف مغز را در بر می‌گیرد.”

تمرینات مدیتیشن و ذهن آگاهی، برخی شواهد چشمگیری را به وجود آورده است که نشان می‌دهد که این تمرینات نه تنها می‌توانند ساختار و عملکرد مغزی را تغییر دهند، بلکه رفتار ما و تجربه لحظه به لحظه ما را هم می‌توانند تغییر دهند.

به گزارش نوروسافاری به نقل از فوربس، یک مطالعه از موسسه ماکس پلانک دریافته است که سه نوع مختلف تمرین مدیتیشن با تغییر در مناطق مغزی مربوطه مرتبط است. نتایج این تحقیق درمجله Science Advances منتشر شده است. بر اين اساس می‌توان گفت نتایج این تحقیق ارتباط زیادی با آموزش و پرورش و مدارس، کسب و کار و تجارت و البته عموم مردم دارد.

مدیتیشن و مغز ما | رویا غندالی

سه نوع تمرین متفاوت مدیتیشن

شرکت کنندگان اين پژوهش که بین ۲۰ تا ۵۵ ساله بودند، تحت سه نوع تمرین متفاوت مدیتیشن به مدت سه ماه برای هر کدام از آنها قرار گرفتند، یعنی در کل شرکت کنندگان در یک دوره ۹ ماهه مشغول به یادگیری و تمرین شدند.

اولین مرحله تمرین، روش “اکنون”  “Presence”,   نامگذاری شد که بسیار شبیه به تمرکزکردن بر آگاهی در تمرینات مدیتیشن بود. یک تمرین کهن و باستانی که در سال‌های اخیر بسیار مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. در این مطالعه، شرکت‌کنندگان یاد گرفتند تا توجه خود را متمرکز کنند، وقتی که تمرکزشان به هم خورد آنرا برگردانند و به تنفس و حس‌های درونی بد‌ن‌شان توجه کنند.

دومین تمرین، روش “عاطفه”  “Affect”  نامیده شده بود که به دنبال افزایش همدلی و دلسوزی برای دیگران بود – شرکت‌کنندگان در این مرحله “عشق ورزی- مهربانی” یعنی (متا) مدیتیشن را آموختند و با پارتنرهای خود برای یادگیری در این زمینه تمرین کردند که هدف ازآن ارتقای شفقت و همدلی بود.

آخرین مرحله، بخش”چشم انداز “Perspective” است که شبیه به ذهن آگاهی و “مراقبه نظارت باز” می‌باشد. در اینجا، تمرکز بر مشاهده تفکرات خود شخص بدون هرگونه قضاوتی است و همچنین از اهداف آن،  افزایش درک دیدگاه‌های دیگران است.

محققان پیشنهاد کردند که تمرین هر کدام از این روش های مراقبه، منجر به افزایش حجم ناحیه مغزی مربوطه می‌شود و این از مهم‌ترین نتایجی بود که آنها بدان دست یافتند. نتایج به این صورت بدست آمد که آنها مغز شرکت‌کنندگان را در پایان هر مرحله تمرین اسکن کردند و سپس گروه‌ها را نسبت به یکدیگر مقایسه می‌کردند.

تغییر در نواحی مغزی

تمرین در روش Presence با افزایش ضخامت در قشر پیش پیشانی قدامی  (PFC) و قشرکمربندی قدامی  (ACC) که به شدت درگیر توجه هستند، مرتبط بود. تمرین با روش Affect با افزایش ضخامت در مناطق شناخته شده درگیر در هیجانات اجتماعی از جمله همدلی مرتبط بود.

تمرین Perspective نيز با تغییردر مناطق مغزی درگیر در درک شرایط ذهنی دیگران در ارتباط بود و جالب توجه این است که  Perspective باعث مهار درک دیدگاه خود فرد می‌شود و تنها دیدگاه دیگران را در نظر می‌گیرد.

نتایجی که آنها ارائه می‌دهند هیجان انگیز است. در واقع نگاهی جزئی‌تر و دقیق‌تری در این مورد است که چگونه مدیتیشن می‌تواند در یک مدت زمان نسبتا کوتاه مغز را تغییر دهد.

بسیاری از تحقیقات نشان داده‌اند که افرادی که در زمینه انجام تمرینات مراقبه با تجربه‌اند، با مدیتیشن ساختار و عملکرد مغزی‌شان را به طور قابل توجهی تغییر داده‌اند.

اما تعداد بیشتری از مطالعات نیز نشان داده است که آموزش نسبتا کوتاه مدت مدیتیشن در مبتدیان (به عنوان مثال برنامه مشهور هشت هفته ای MBSR همچنین می‌تواند موجب تغییر در عملکرد مغزی، بهبود کيفيت زندگي و کاهش علائم افسردگی و اضطراب شود.

headspace.com

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید