توانبخشي شناختي و کاربردهاي آن

درمان توانبخشی شناختی درمانی جامع است که از روش‌های مختلفی مانند مداخلات درمانی فردی و مداخلات روان- فیزیکی، کامپیوتری استفاده می‌کند.براي آشنايي با درمان توانبخشي شناختي و کاربردهاي آن  با باشگاه مغز و حافظه همراه باشيد.

توانبخشی شناختی برای کودکان

توانبخشی شناختی برای کودکان

پژوهشگران ايراني در پژوهشی به بررسی اثربخشی تقویت حافظه دیداری از طریق بازی درمانی بر کاهش خطاهای املایی دانش آموزان دارای اختلال نوشتن پرداختند. نتایج این پژوهش نشانگر این بود که تقویت حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال نوشتن باعث کاهش خطاهای املایی آنها خواهد شد. این مداخله باعث شد دانش‌آموزان به فرایند نوشتن خود نظارت کنند و فعالیت خود را هدفمند سازند و در نهایت مهارت نوشتن‌صحیح کلمات را کسب کنند.

پژوهشي ديگر با عنوان تاثیر توانبخشی شناختی بر بهبود نگهداری توجه و پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش‌آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی انجام شد. در این پژوهش 32دانش آموز مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی شهر اردبیل به صورت تصادفی انتخاب شدند که به مدت 25جلسه هفته ای 2الی 3بار در هفته برنامه توانبخشی شناختی را دریافت کردند.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهدکه دانش‌آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی از توانایی نگهداری توجه و پیشرفت تحصیلی پایینی برخوردار بوده و آموزش توانبخشی شناختی با افزایش میزان توجه دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی می‌تواند پیشرفت ریاضی آنها را به دنبال داشته باشد.

می‌توان نتیجه گرفت که از مداخله توانبخشی شناختی می‌توان برای بهبود نگهداری توجه و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی استفاده کرد.

پژوهشی ديگر با عنوان اثربخشی بازآموزی اسنادی همراه با آموزش ویژه در بهبود حافظه دیداری و حافظه شنیداری دانش‌آموزان دارای اختلال دیکته مناطق روستایی انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش بازآموزی اسنادی توانست حافظه دیداری را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهبود بخشد و موثر بودن آموزش بازآموزی اسنادی به حافظه شنیداری رد می‌شود.

توانبخشی شناختی برای اختلالات عضوی مغزتوانبخشی شناختی برای اختلالات عضوی مغز

پژوهشی با عنوان تاثیر توانبخشی توجه در کاهش نقایص توجه انتخابی و توجه مستمر مبتلایان مالتیپل اسکروزیس يا ام اس انجام شده است. در این پژوهش 6بیمار براساس نمونه گیری قضاوتی انتخاب شدند و در  41جلسه  25 دقيقه‌ای، سه بار در هفته موردتمرینات توانبخشی توجه ساختار یافته قرار گرفتند.

نتایج پژوهش نشان داد همه آزمودنی‌ها در مولفه‌های توجه انتخابی و توجه مستمر، بهبودی نشان دادند و اندازه اثر و درصد کاهش میانگین برای همه موارد بالا بود.

در پژوهشی ديگر اثر توانبخشی شناختی بر توجه و کارکردهای اجرایی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروز مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور ارزیابی تاثیر یک برنامه آموزشی فشرده مبتنی بر کامپیوتر بر توجه، پردازش اطلاعات وکارکردهای اجرایی در بیماران مولتیپل اسکلروز اجرا شد. این پژوهشگران بیست نفر را به طور تصادفی درگروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرار دادند و گروه آزمایش به مدت سه ماه توانبخشی شناختی توجه، پردازش اطلاعات وکارکردهای اجرایی را دریافت کردند.

نتایج نشان داد توانبخشی شناختی توجه، پردازش اطلاعات وکارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز موثر است و علاوه بر وضعیت  شناختی آنان، به بهبود افسردگی این بیماران نیز کمک می‌کند.

گروهي از پژوهشگران، پژوهشی را با عنوان آسیب مغزی تروماتیک و اثربخشی بازتوانی شناختی در بهبود توجه، حافظه و عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به آسیب مغزی انجام رساندند.

نتایج این پژوهش نشان داد بازتوانی شناختی مداخله اثربخشی برای بهبود کارکردهای شناختی بیماران دچار آسیب مغزی تروماتیک باشد.

بررسی اثرات توانبخشی شناختی چندرشته‌ای وتاثیر آن را بر مبتلایان به بیماری آلزایمرخفیف عنوان پژوهش ديگري است که درباره اثربخشي توانبخشي شناختي اجرا شد . در این پژوهش 21بیمار مبتلا به آلزایمرخفیف انتخاب شدند و به مدت 52هفته (دوبار در هفته) برنامه توانبخشی شناختی را دریافت کردند.

اين برنامه شامل آموزش حافظه به کمک کامپیوتر، تحریک شناختی، فعالیت های بیانی (نقاشی، بیان کلامی، نوشتن) فیزیوتراپی و تربیت بدنی بود. نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه توانبخشی شناختی چندرشته‌ای با ثبات شناختی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف همراه است و همچنین باعث کاهش قابل توجهی در علائم افسردگی این بیماران می‌شود. در نهایت این مطالعه این فرضیه را حمایت می‌کند که مداخلات غیردارویی ساخت دار می‌توانند مزایای کمکی و بالینی مناسبی در درمان زوال عقل به همراه داشته باشند.
در تحقيقي که باعنوان اثربخشی بازتوانی شناختی بر بهبود توجه انتخابی در بیماران مبتلا به اختلال شناختی خفیف انجام شد، 40بیمارمبتلا به اختلال شناختی مراجعه کننده به درمانگاه مغز و اعصاب در شهر تهران انتخاب شدند که همه  يازده سال به بالا بودند. بیست نفر در گروه آزمایش و 20نفردر گروه کنترل جای گرفتند
و گروه آزمایش 52جلسه (دوروز در هفته ) مداخله توانبخشی شناختی را دریافت کردند.

نتایج این پژوهش تفاوت معناداری بین دوگروه آزمایش و کنترل از نظر درصد تغییرات و اندازه محاسبه توجه انتخابی نشان داد. بنابراین می‌توان گفت که توانبخشی شناختی در ارتقای عملکرد توجه انتخابی موثر است.

توانبخشی شناختی برای بیماران دچار وسواس

توانبخشی شناختی برای بیماران دچار وسواس

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد که توانبخشي شناختي و برنامه‌ها و تکنيک‌هاي مورد استفاده در آن درباره تاثيرگذاري بر اختلالاتي همچون وسواس نيز موثر است. بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی در بازسازی کارکردهای اجرایی بیماران وسواسی ـ جبری عنوان پژوهشي در زمينه ياد شده است. در این پژوهش گروه آزمایش که شامل 50نفر بود 51جلسه تحت مداخله توان‌بخشی شناختی قرار گرفتند که هر جلسه به صورت انفرادی و به مدت 41الی 30دقیقه برگزار می‌شد. 6 جلسه اول به تمرین متمرکز روی مفهوم‌سازی، انعطاف‌پذیری ذهنی و تغییر آمایه ، آغازگری، طرح پذیری و بازداری پاسخ اختصاص داده شد و 2جلسه بعد تمرینات فوق مرور و تکرار شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه توانبخشی شناختی مفهوم سازی، انعطاف‌پذیری ذهنی، آغازگری و طرح پذیری و حافظه شنیداری بیماران وسواسی جبری را بهبود بخشیده است اما در بازداری پاسخ تاثیر مثبتی نمی گذارد، بنابراین توانبخشی شناختی در بازسازی کارکردهای اجرایی بیماران وسواسی ـ جبری موثر است.

در پژوهشی، پژوهشگران به مقایسه توجه انتخابی بین بیماران افسرده، وسواسی، اضطرابی و افراد عادی پرداختند. برای بررسی هدف پژوهش گروه نمونه‌ای به اندازه 120 نفر ( 30اضطرابی ، 30افسرده، 30نفر وسواس فکر عملی و 30 نفر عادی) با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و با آزمون استروپ (رنگ واژه ) مورد سنجش قرار گرفتند.

نتایج نشان داد که افراد افسرده در زمان واکنش سرعت عمل کندتری در مقایسه با سه گروه دیگر دارد. همچنین افراد اضطرابی و افراد وسواسی در مقایسه با افراد عادی سرعت عمل کندتری دارند، اما سریع‌تر از افراد افسرده واکنش نشان می‌دهند. در زمینه تعداد خطا نتایج نشان داد افراد افسرده در مقایسه با افراد عادی تعداد خطاهای بیشتری دارند، اما بین سایر گروهها در این زمینه تفاوت معناداری مشاهده نشد.

در پژوهشی دير، پژوهشگران به مقایسه توجه انتخابی و حافظه کاری افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری –عملی و افسرده با افراد بهنجار پرداختند. یافته‌های پژوهش نشان داد که توجه انتخابی سر گروه افسرده، وسواس و بهنجار تفاوت معنادار ندارد، اما حافظه کاری افراد سرگروه تفاوت معنادار دارد و افراد افسرده در تمامی زیر مقیاس‌های آزمون حافظه کاری ضعیف تر از افراد بهنجار است.

نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که مشکل اصلی بیماران مبتلا به افسردگی، آسیب‌های حافظه کاری آنان
است که بر اثر عواملی چون افزایش پیچیدگی تکلیف گنجایش محدود حافظه، کاهش انگیزش و کندی روانی حرکتی، که خود از عوامل محدود کننده کارکرد شناختی افراد افسرده نیز به شمار می روند، به وجود می‌آید.

 

 

منبع: باقري، الهام و فروزنده، الهام (1396)، کاربرد توانبخشی شناختي براي انواع اختلالات روانی، مجله پيشرفت‌هاي نوين در علوم رفتاري، دوره دوم، شماره دهم.

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

4 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید