عملکردهای شناختی مغز: بازداری پاسخ (قسمت 1)

عملکردهای شناختی مغز بازداری پاسخ:  کارکردهاي اجرایی عصب شناختی ساختارهاي مهمی هستند که با فرایندهاي روانشناختی مسئول کنترل هوشیاري، تفکـر و عمل مرتبط می‌باشـند.

کارکردهـاي اجرایی، در زمره فعالیت‌هاي عـالی شـناختی و فراشـناختی هستند که مجموعه‌اي از توانایی‌هاي عالی شامل خودگردانی، بازداري، خـود آغـازگري، برنامـه ریـزي، انعطـاف شـناختی و کنترل تکانه را به انجام میرسانند.

عملکردهای شناختی مغز | رویا غندالی

یکی از مهم‌ترين اين کارکردها، بازداري پاسخ است. بازداری پاسخ به توانایی سرکوب و خاموش کردن آگاهانه پاسخ‌های خودکار و غالب به‌منظور ارائه پاسخ‌های مناسب‌تر و هدفمند اشاره دارد. براي کسب اطلاع درباره اين کارکرد مغزي با باشگاه مغز و حافظه همراه باشيد.

چرا بازداری پاسخ؟

کارکردهای اجرایی را می‌توان به طور خلاصه اعمالی دانست که فرد برای خود و برای هدایت خود انجام می‌دهد تا خودکنترلی، رفتار هدف‌مدار و بیشینه‌سازی پیامدهای آینده را به اجرا درآورد. در کارکردهای اجرایی بر فعالیت‌های ذهنی خودفرمان که در طول زمان با درنگ انجام می‌شوند تا پاسخ نهایی را اصلاح کنند و پیامدهای بلندمدت آینده را بهبود ببخشند، تأکید می‌شود. کارکردهای اجرایی از جمله وظایفی است که قشر  پیش‌پیشانی انجام می‌دهد و شامل مؤلّفه‌هایی از قبیل برنامه‌ریزی، سازماندهی، تداخل- کنترل، انعطافپذیری، تبدیل وضعیت، خودنظم‌جویی، خودنظارتی، بازداری پاسخ، خودکنترلی، خودتولیدی  و حافظه کاری، به‌روزرسانی و توجه پایدار است.

بازداری پاسخ به توانایی سرکوب و خاموش کردن آگاهانه پاسخ‌های خودکار و غالب به‌منظور ارائه پاسخ‌های مناسب‌تر و هدفمند اشاره دارد. ویژگی بازداری، کنترل محرک‌های مزاحم یا پاسخ‌های بازدارنده است.

بازداری پاسخ همچنین دربردارنده کنترل هيجاني و کنترل حرکتی هست. طبق نظر دیاموند (۱۹۹۰) توانایی مقاومت در برابر پاسخ غالب (بازداری پاسخ)، به ما انعطاف‌پذیری فوق‌العاده، آزادی انتخاب و کنترل اعمال می‌بخشد.

ويژگي بازداري پاسخ در مغز همانند سيستم ترمز در اتومبيل يا موتور سيکلت است. هنگامي که در مسير پيش‌رو با مانعي مواجه مي‌شويد با استفاده از سيستم ترمز جلوي حرکت اتومبيل يا موتور سيکلت را مي‌گيريد که از خطرات آتي و تصادف خطرناک يا حتي يک تصادف کوچک پيشگيري کنيد.

نقص در کنترل بازداری، موجب عملکرد نادرست در تکالیف و افزایش احتمالی پاسخ‌های نادرست می‌شود. فرض کنيد که فردي که سوار بر موتور  سيکلت است توانايي انجام ترمز به موقع را نداشته باشد، بنابراين ترمز نکردن به موقع موجب عملکرد نادرستي در رانندگي فرد و موجب زمين خوردن و تصادف او مي‌شود.

تصور می‌شود که بازداری پاسخ ممکن است پیش‌نیازی برای سطوح بالاتر کارکردهای اجرایی مثل خودتنظیمی، خودکنترلی و رفتار هدفمند باشد. بازداری پاسخ فعالیت حرکتی را به تأخیر می‌اندازد، به این منظور که به فرد اجازه داده می‌شود تا از فرایندهای اجرایی متعدد استفاده کند.

عملکردهای شناختی مغز بازداری پاسخ: تعریف راسل بارکلی، روانشناس باليني از بازداری پاسخ شامل سه فرایند است که این سه فرایند باهم کار می‌کنند. اولین فرایند، بازداری پاسخ پیش تحکیمی است. دومین فرایند، توقف پاسخ جاری به‌منظور اجازه دادن برای تأخیر در تصمیم‌گیری برای ارائه پاسخ هست.

سومین فرایند، نقشی است که بازداری پاسخ در کنترل تداخل بر عهده دارد. وقتی فردی از کنترل تداخل استفاده می‌کند، تأخیر در پاسخ او را از حواس‌پرتی وابسته به پاسخ‌های رویدادهای رقیب حفظ می‌کند و بنابراین به پاسخ‌های خودفرمانی اجازه ارائه داده می‌شود.

به اعتقاد بارکلي بازداري پاسخ، فرايند عصب – روانشناختي است که به کودکان کمک مي‌کند که پاسخ درنگيده بدهند. اما پاسخ درنگيده چيست؟

پاسخ درنگيده پاسخي است که با تامل و تفکر انجام شود و فرد هنگامي که مي‌خواهد کاري انجام دهد يا عکس‌العملي نسبت به چيزي نشان دهد، ابتدا به جوانب آن مسئله مي‌انديشد و سپس براي پاسخگويي و اجرا اقدام مي‌کند.

رشد بازداری پاسخ در خلال سال‌های پیش از مدرسه، قابل‌توجه و برجسته است، بااین‌حال، رشد و بهبود معناداری نیز بعداً، به‌ویژه بین سال‌های ۵ تا ۸ سالگی اتفاق می‌افتد.

فرض کنيد شما دو ساعت در روز را تعيين کرديد که مطالعه کنيد. براي اين منظور تلويزيون را خاموش مي‌کنيد و موبايل خود را نيز به حالت بي‌‍صدا در مي‌آوريد تا با کمترين صداي مزاحم بتوانيد مطالعه کنيد اما حين مطالعه به خاطر مي‌آوريد که درباره موضوعي بايد با دوست‌تان صحبت مي‌کرديد، بنابراين به سراغ موبايل خود مي‌رويد و بدون آن‌که به تعهد دو ساعته خود پايبند باشيد با دوست خود تماس مي‌گيريد و پس از آن به سراغ تلويزيون مي‌رويد و برنامه مورد علاقه خود را تماشا مي‌کنيد.

در اين حالت شما از ويژگي يا توانمندي بازداري پاسخ کمي برخوردار هستيد و با برقراري تماس با دوست‌تان و تماشاي تلويزيون نشان داديد که بازداري پاسخ در شما پايين است.

عملکردهای شناختی مغز بازداری پاسخ: مطالعات متعدد، رشد مداوم بازداری را در دوره کودکی میانی در الف: تکالیف بازداری حرکتی، مثل بازی دستی لوریا، ب: تکالیف بازداری حرکتی چشمی مثل تکلیف آنتی ساکادا (که نیازمند نگاه کردن به جهت مخالف یک پیکان دارد) و ج: تکالیف بازداری ساده مثل تکلیف برو/نرو، نشان داده‌اند.

رشد اندکی هم در خلال نوجوانی و بزرگ‌سالی ظاهر می‌شود.

هوزینگا و همکارانش (۲۰۰۶) نشان داده‌اند که در تکالیف مربوط به بازداری، عملکرد افراد تا سن ۱۵ سالگی رشد مداومی نشان می‌دهد. در مورد تکلیف استروپ، رشد بازداری تا ۲۱ سالگی تداوم می‌یابد. این نتایج نشان‌دهنده رسش تدریجی بازداری شناختی در طول نوجوانی و حتی اوایل بزرگ‌سالی هست.

در مورد مبانی رشدی بازداری، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: دیدگاه اول: طبق نظریه پیچیدگی و کنترل شناختي، فراگیری و استفاده فزاینده از نظام قواعد پیچیده، تبیین‌کننده تغییرات مرتبط با سن در کنترل رفتار است.

به‌ویژه افزایش پیچیدگی که بین ۳ تا ۵ سالگی رخ می‌دهد، به کودکان اجازه می‌دهد از قواعد تنظیم‌کننده برای تصمیم‌گیری استفاده کنند. بدین ترتیب، رشدی که با افزایش سن ایجاد می‌شود، با رشد فراشناخت و تفکر ارتباط دارد و منجر به افزایش کنترل بر روی افکار و اعمال می‌شود.

مثلاً عملکرد کودکان در آزمون دسته‌بندی کارت‌های ویسکانسین، نشان‌دهنده‌ تغییرات کلی در توانایی منعکس کردن قواعد و انتخاب سنجیده و مناسب از بین آن‌ها هست. نظریه پیچیدگی و کنترل شناختی، ناتوانی اجرایی را به فقدان بازتاب و انعکاس قواعد نسبت می‌دهد.

عملکردهای شناختی مغز | رویا غندالی

دیدگاه دوم: مطالعات رشدی نتیجه گرفته‌اند که تغییرات مربوط با سن در توانایی کودکان برای تنظیم پاسخ‌ها و بازداری، ممکن است به رشد ساختارهای عصبی زیربنایی بازداری به‌ویژه قشر پیش پیشانی مرتبط باشد.

قشر پیشانی تحتانی راست به‌عنوان قسمتی معرفی‌شده است که در کنترل بازداری نقش مرکزی ایفا می‌کند، چراکه در زمان انجام تکالیف بازداری، بیشترین فعالیت را نشان می‌دهد.

فعالیت ناحیه پشتی و جانبی قشر پیش پیشانی نیز با دامنه‌ای از تکالیف بازداری پاسخ ارتباط دارد. در طول رشد انسان، هنگام انجام تکالیف بازداری پاسخ، فعالیت پراکنده مغز، در برخی نواحی متمرکز می‌شود.

مثلاً مطالعات fMRI نشان داده است که کودکان سنین مدرسه در مقایسه با بزرگ‌سالان، در نواحی قشر پیشانی (مثل ناحیه بطنی دوطرفه و ناحیه پشتی و جانبی) و قشر آهیانه ای، فعالیت پراکنده‌ای دارند.

ولی فعالیت در ناحیه شکمی پیشانی بعد از کودکی افزایش می‌یابد. همچنین با افزایش سن، فعالیت ناحیه پیشانی حدقه‌ای از چپ جانبی به راست جانبی تغییر می‌کند و برای فرونتالیزیشن فعالیت سینگولیت با افزایش توانایی بازداری شواهدی وجود دارد.

بدین ترتیب رشد و بهبودی بازداری پاسخ در طول سال‌های بعدی کودکی و نوجوانی، شاید منعکس‌کننده‌ کانونی (متمرکز شدن در کانون) و مهاجرت فعالیت‌های عصبی و مغزی به ناحیه پیشانی مغز باشد.

تکلیف استروپ ازجمله تکالیفی هست که برای سنجش بازداری پاسخ به کار می‌رود. این قبیل تمرینات نیاز به بازداری و منع عمدی و آگاهانه پاسخ نسبتاً خودکار دارند. اگرچه نوع پاسخی که باید بازداری شود، بین آن‌ها متفاوت است.

عملکردهای شناختی مغز بازداری پاسخ: مثلاً در تکلیف استروپ از فرد خواسته می‌شود که فقط رنگ کلمات را بگوید و فرد باید تمایل خودکار خود جهت خواندن کلمه را بازداری پاسخ کند. تکلیف استروپ نسبت به ضایعات لوب پیشانی و سایر کژ کاری‌های آن حساس است.

افرادي که از بازداري پاسخ خوبي برخوردار نيستند، افراد تکانشگر هستند . اين افراد توانايي کنترل تکانه‌هاي خود را ندارند و در زمينه‌هاي مختلف مانند اقدام و حرکت براي انجام کاري و ارائه پاسخ و عکس‌العمل نسبت به چيزي ضعيف هستند و يا نقص دارند.

رفتارهای تکانشی و خطرپذیری که مجموعاً با عنوان رفتارهای مخاطره‌آمیز خوانده می‌شوند، دربرگیرنده طیف گسترده‌ای از رفتارهای رشدنایافته، لذت‌جویانه و عموماً همراه با درجات خطر بالا هستند که توضيحات بيشتر آن را در مقاله بعدي دنبال کنيد.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید