وبلاگ

عملکردهای شناختی مغز: انعطاف‌پذيری شناختی (قسمت اول)

انعطاف‌پذيری شناختی: در دنیای امروز که میزان محرک‌هایی که از طریق رسانه‌ها و اینترنت و … به شخص می‌رسد به طور سرسام‌آوری افزایش یافته است، لازم است که بتوانیم خیلی سریع از یک فکر به فکر دیگر و از یک وظیفه به وظیفه دیگر منتقل شویم. این مهارتی است که افزایش آن می‌تواند به درک مسائل پیچیده، کارایی بیشتر مغز و درک دیدگاه‌های جدید کمک کند.

انعطاف‌پذيری شناختی | رویا غندالی بر اين اساس سطح انعطاف‌پذیری شناختی یکی از مهم‌ترین توانایی‌هایی است که به ما در موفقیت در دنیای جدید کمک می‌کند، افزايش مي‌يابد.  بدون سطح بالای انعطاف‌پذیری شناختی توانایی زندگی و کار در دنیای مدرن را نخواهیم داشت. در ادامه مي‌توانيد اطلاعات بيشتري درباره انعطاف‌پذيري شناختي در باشگاه مغز و حافظه کسب کنيد.

انعطاف‌پذيري شناختي چيست؟

انعطاف‌پذیری شناختی به عنوان مهارت و توانایی ذهن برای سوئیچ کردن و تغيير وضيت دادن بین دو موضوع مختلف و توانایی فکر کردن در مورد مفاهیم چندگانه به‌طور همزمان توصیف شده‌است. انعطاف‌پذیری شناختی معمولاً به عنوان یکی از کارکردهای اجرایی مغز توصیف می‌شود.

در انتقال بین موضوعات مختلف، مانند سوییچ‌کردن بین رنگ شی و شکل آن، هر اندازه سرعت یک نفر بیشتر باشد، می‌توانیم بگوییم که او از سطح انعطاف پذیری شناختی بالایی برخوردار است.

برای مثال، فرض کنید که به بازی گروهی مشغول هستید و هم‌زمان گوشی موبایل‌تان زنگ می‌خورد. در چنین شرایطی، افرادی که می‌توانند ضمن تمرکز روی تلفن خود، بازی خوبی را هم ارائه دهند، انعطاف پذیری شناختی قابل‌توجهی دارند.

به‌عبارت دیگر، افرادی که انعطاف پذیری شناختی ندارند، برای سوییچ‌کردن بین دو موضوع مختلف، از نظر ذهنی به‌اندازه کافی توانمندی ندارند و به‌سختی می‌توانند هر دو کار را به‌صورت هم‌زمان پیش ببرند و به‌اصطلاح، تفکر سفت ‌و سختی دارند؛ چنین افرادی از تطبیق‌دادن خودشان با محرک‌های جدید هراس دارند و در برابر تغییر طرز تفکر خود بر اساس تغییرات مختلف محیط پیرامون‌شان، بسیار ضعیف هستند.

بر همین اساس، می‌توانیم بگوییم که افرادی که ذهنشان به‌راحتی بین موقعیت‌های مختلف سوییچ می‌کند،‌ انعطاف پذیری شناختی بالایی دارند. به‌طور کلی انعطاف پذیری شناختی، ضمن کمک به افراد برای مدیریت هرچه بهتر موقعیت‌های غیرمنتظره، به آنها یاری می‌رساند تا چیزهای جدیدی را بیاموزند، آموخته‌های جدید را به‌راحتی به‌جای اطلاعات قدیمی در ذهن‌شان جایگزین کنند و آموخته‌های قدیمی را دور بریزند.

برای مثال، فرض کنید که فردی با وجود آگاهی‌ از اینکه مصرف سیگار به ریه‌هایش آسیب می‌زند، باز هم نمی‌تواند آن را کنار بگذارد و اطلاعات دقیق و جدیدی را در رابطه با آسیب‌رسان‌بودن چیزی مانند سیگار، در ذهنش جای دهد؛ در چنین شرایطی می‌توانیم بگوییم که این فرد از نظر شناختی، انعطاف‌پذیر نیست.

انعطاف پذیری شناختی و قدرت سازگاري

در حالت کلی انعطاف پذیری شناختی، به‌عنوان توانایی تغییر تفکر (شناخت) یا مجموعه تفکرات برای تطبیق‌پذیری با موقعیت‌های جدید موردنظر تعریف می‌شود.

در علوم اعصاب این اصطلاح را گاهی تغییر محور توجه، انتقال شناختی، انعطاف پذیری ذهنی، تغییر تمرکز و سوییچ‌کردن بین کارهای مختلف نیز می‌نامند. شاید مفیدترین روش برای توضیح انعطاف پذیری شناختی، استفاده از مثال‌هایی شهودی‌تر است.

فرض کنید که انعطاف پذیری شناختی را به‌منزله تغییر کانال‌های تلویزیونی در نظر می‌گیریم؛ در این مثال، کانال‌های مختلف تلویزیون، مانند جریان فکری و مفاهیم ذهنی و تلویزیون نیز به‌مثابه مغز انسان در نظر گرفته می‌شوند. حال اگر نتوانید کانال‌های تلویزیونی را تغییر دهید و روی یک کانال خاص به‌اصطلاح گیر کرده باشید، باید بگوییم که سطح انعطاف پذیری شناختی بسیار پایینی دارید؛ در این صورت نمی‌توانید جریان فکری یا طرز تفکرتان را تغییر دهید و آموخته‌های خود را به‌روز کنید.

با وجود این، اگر ریموتی داشته باشید و بتوانید به‌راحتی کانال‌های تلویزیون را خیلی سریع عوض کنید، می‌توانیم بگوییم که از نظر ذهنی، انعطاف پذیری شناختی بالایی دارید.

انعطاف پذیری شناختی، در افراد مختلف می‌تواند درجات متغیری داشته باشد؛ به عبارتی، دو نفر ممکن است از نظر شناختی منعطف به نظر برسند، اما یکی از آنان انعطاف‌پذیرتر از دیگری باشد.

به‌بیان ساده‌تر، هر دو فرد از نظر ذهنی ممکن است بتوانند طرز تفکر خود را تغییر دهند و اطلاعات فکری خودشان را با تغییرات محیط پیرامون سازگار کنند؛ اما به‌احتمال زیاد یکی از افراد با سرعت بیشتری می‌تواند این کار را انجام دهد.

انعطاف ‌پذیری شناختی از این جهت مفید است که به افراد کمک می‌کند تا با سناریوها و داده‌های جدیدی، از قبیل مسافرت به مکان‌های جدید، مواجهه با مطالبات غیرمنتظره در محل کار، تغییر ناگهانی برنامه در آخرین دقایق و غیره، خودشان را تطبیق دهند.

به‌طور کلی، تعاریف فنی و ظریف بسیاری درباره انعطاف پذیری شناختی وجود دارد؛ اما این مهارت به‌بیان ساده‌تر این‌گونه تعریف می‌شود: توانایی تغییر تفکر فرد برای سازگارکردن خود با محرک‌های جدید.

مهم‌ترین مولفه انعطاف‌پذیری شناختی رفتن از یک کانال به کانالی دیگر در ذهن ماست؛ یک توانایی و مهارت ذهنی برای این که از یک موضوع، مفهوم یا فکر به یک موضوع، مفهوم یا فکر دیگر سوئیچ کنیم. اين توانایی در بخش قدامی مغز، از جمله توانایی‌هایی اجرایی به حساب می‌آید.

یکی دیگر از مولفه‌های انعطاف‌پذیری شناختی، توجه همزمان به ابعاد مختلف یک چیز است. به عنوان نمونه در حالی که شما به شکل یک لیوان نگاه می‌کنید، متوجه ابعاد دیگر آن مانند رنگ و وزن نیز باشید. هر چقدر که توانایی ما در رفتن از یک مفهوم به مفهوم دیگر بیشتر باشد و یا به طور همزمان ابعاد بیشتری از یک شی یا موضوع را در نظر بگیریم، به همان نسبت انعطاف‌پذیری شناختی ما نیز بالاتر است.

انعطاف‌پذيری شناختی | رویا غندالی
اگر مغزمان را به عنوان یک تلویزیون و کانال‌های مختلف را به عنوان افکار و شناخت‌های ما در نظر بگیریم ، دو راه در پیش داریم: یا مانند سال‌های دور، برای هر تعویض کانال از جا برخیزیم و با دست پیچ بزرگ را بچرخانیم و بین افکار مختلف گشت و گذار کنیم و یا به راحتی و با استفاده از کنترل از راه دور بین کانال‌ها بگردیم.

اما، وضعیتی را تصور کنید که پیچ کانال و یا دگمه روی کنترل خراب شود و تلویزیون ما همیشه یک کانال خاص را نشان دهد و یا با سختی و تلاش زیاد بتوانیم به یک کانال دیگر برویم. این وضعیتی است که برخی از ما در آن قرار داریم. یعنی به یک فکر یا عقیده یا يک بعد از یک پدیده یا شی چسبیده‌ایم و توانایی رفتن به سوی افکار، عقاید و ابعاد دیگر را نداریم. در نتیجه سال‌های سال در یک وضعیت گیر می‌کنیم و توانایی به‌روز کردن جریانات فکری خود را از دست می‌دهیم.

انعطاف‌پذيری شناختی:

انعطاف‌پذیری شناختی یکی از توانایی‌هایی است که اغلب در تحقیقات مربوط به مشاغل به عنوان یک مهارت مهم در نظر گرفته می‌شود و سازمان‌ها موقع استخدام آزمون‌های متعددی برای سنجش آن دارند.
سطح انعطاف‌پذیری شناختی کم می‌تواند مشکلات متعددی را برای شخص رقم زند.

وقتی مغز ما روی یک کانال خاص تنظیم شده است، توانایی ما برای  رو به رو شدن با تغییراتی که خواه و ناخواه در زندگی رخ می‌دهد کاهش می‌یابد و این امر می‌تواند ما را دچار بحران‌ها و یا بیماری‌های روانی مانند افسرگی کند. در واقع هم افسردگی چیزی نیست جز آن که ما در ذهن خود به وضعیت درماندگی می‌رسیم و گمان می‌کنیم که در این شرایط کاری هم از دست ما برنمی‌آید و کار و کوشش ما هم بی‌نتیجه خواهد بود.

ادامه دارد. ….

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید